3
تبليغات X
تور استانبول
فروش عمده پوشاک زنانه
طراحی سایت در اصفهان
شرکت ژئوتکنیک
درج آگهی
سررسید امین
خرید بک لینک
دکوراسیون داخلی
شما چت
طراحی برنامه اندروید در اصفهان
درب اتوماتیک
دوستانه
تاريخ : 5 مرداد 1398 | 21:44 | نویسنده : سید فرزاد خلیلیان | بازدید : 28

موفقیت موضوعی است که دغدغه بسیاری از ماست و ما همواره دوست داریم فرد موفقی باشیم. در این مقاله می‌خواهیم 12 رمز موفقیت را از دیدگاه آقای برایان تریسی را بررسی کنیم. آقای برایان تریسی در حوزه خود فرد بسیار موفقی است و قطعا ما هم می‌توانیم از او الگو برداری کنیم.

این مقاله٬ مقاله کاملی در مورد موفقیت است و نکات ساده‌ای در آن گفته شده است که قطعا اگر ما هم این نکات را عملی کنیم٬ در دسته‌ی افراد موفق قرار خواهیم گرفت.

بهترین کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که این مقاله را به صورت کامل بخوانیم و موارد آن را در ذهن بسپاریم و یک برنامه‌ی عملی برای آن‌ها بچینیم.

همانطور که گفتیم٬ این مقاله از کتاب آقای برایان تریسی گرفته شده است و خیلی از افراد هستند که مطالب و محتواهای آقای برایان تریسی را قبول ندارند و می‌گویند که او کتاب‌های بدون محتوایی دارد اما باید بگویم که او واقعا در حوزه‌ی خود فرد موفقی است و به طور مثال یکی از نکاتی که آقای برایان تریسی در کتاب‌های خود بر آن تاکید زیادی دارد٬ مدیریت زمان است که من از افراد موفق بسیار زیادی همین مطلب را شنیدم. اگر شما خودتان هم روی این موضوع فکر کنید٬ متوجه می‌شوید که برای موفقیت٬ نکته‌ی بسیار مهمی است. همین موضوع تا حدی در این مقاله بررسی شده است و خود من نتیجه‌های بسیار زیادی از عملی کردن همین نکته ساده گرفتم.

در همین ابتدای کار از شما دوست عزیز که زمان می‌گذارید و این مطلب را مطالعه می‌کنید٬ تشکر می‌کنم و از شما خواهش می‌کنم که نظرتان را در مورد این موضوع برای ما بنویسید و اگر قبلا این نکات را در زندگی خودتان٬ عملی کرده‌اید و به نتیجه رسیده‌اید٬ برایمان تجربه‌ی خودتان را بنویسید تا برای ما و بقیه دوستان٬ انگیزه ایجاد شود. بهتر است به سرا‌غ نکات و رموز موفقیت آقای برایان تریسی برویم.

 

 

١. زندگی متعادلی ایجاد کنید

موفقیت

به گفته ی یکی از روانشناسان٬ بالغ بر ۸۵ درصد از نشاط شما در زندگی از روابط شخصی شما نشأت می گیرد. تعاملات شما با افرادی که به آنها تعلق خاطر دارید و نیز وقتی که با آنها می گذرانید مهمترین منبع شادی، نشاط و رضایتی است که روزانه در جستجوی آن هستید.

جای تأسف است که برخی افراد از آن چه در حقیقت مهم است غافل شده و به بیراهه می روند. آنان از روابط خود، یعنی مهمترین منبع شادی و نشاطشان، می گذرند تا در حرفه ی خود به موفقیت برسند. اما شغل هر فرد، در بهترین حالت آن، تنها یک منبع جزیی آن هم گذرا از شادی و نشاطی است که وی در جستجوی آن است. نمی توان پاسخ جامع و کاملی به این پرسش داد که چگونه در زندگی هایمان به تعادل دست یابیم اما چند ایده وجود دارند که قادرند به شما کمک کنند که چگونه در زمینه های پر اهمیت تر زندگیتان حضور پررنگ تر، دستاورد بیشتر، و عملکرد بهتری داشته باشید.

اغلب این ایده ها مستلزم ایجاد تغییرات و اصلاحاتی در شیوه ی تفکر شما و نیز نحوه ی بهره مندیتان از زمان می باشد، اما به زحمتش می ارزد.

یونانیان باستان دو پند بسیار معروف را همواره مدنظر داشتند:

  • خودت را بشناس
  • میانه روی در همه حال

 

خودت را بشناس

تلفیق این دو پند نقطه ی شروع خوبی جهت رسیدن به تعادل مطلوب و در نتیجه رسیدن به موفقیت است. در مورد خودشناسی یا کسب شناخت از خود لازم است به صورت جدی به آنچه در زندگی واقعا برایتان حائز اهمیت است بیاندیشید. تمامی انتخاب ها٬ معاملات و کارهایتان از ارزش های شما حاصل می گردند.

پس تنها در صورتی که ارزش ها و فعالیت هایتان هم سو باشند احساس نشاط کرده و از خود راضی هستید. لذا، خودشناسی به مفهوم آگاهی از آن چه حقیقتا برای آن ارزش قائلید و اطلاع کامل از آن چه برای شما حائز اهمیت است می باشد.

فردی که می‌خواهد به موفقیت برسد، پیش از آن که به تردید بیفتد راه درست را انتخاب می کند. انسان پیشرفته، زندگی خویش را به گونه ای ترتیب می دهد که همواره اطمینان حاصل نماید که تمام اعمالش همسوی ارزش های حقیقی اش می باشند. بهتر است که شما زندگی خود را بر مبنای خودتان ترتیب دهید، نه اینکه خود را براساس ضرورت های دنیای بیرونتان تغییر دهید.

 

میانه‌روی در همه حال

نقل قول دوم، یعنی «میانه روی در همه حال»، دستور مهم و معجزه گر دیگری در جهت نیل به یک زندگی موفقیت بار به شما می رود. اما در عین حال، لازم است بدانید که کسب موفقیت در هر زمینه‌ای تنها با میانه روی در آن زمینه میسر نمی گردد.

زمانی پیتر دراکر چنین نوشت: «هر جا که کاری را تمام شده و کامل یافتید، فردی را با یک هدف مشخص و عزمی جزم خواهید یافت».

طی سالهای متمادی، با دهها هزار زن و مردی که زمان زیادی را صرف دستیابی به تعادل در زندگی خویش کرده اند، سروکار داشته ام. در نهایت دریافتم که فرمول ساده ای برای آن وجود دارد؛ ساده از آن جهت که توضیح آن آسان است، اما اجرای آن در زندگی به انضباط فردی و استمرار نیازمند است. این فرمول بر محور مفهوم مدیریت زمان، یا آن چه شما از آن به مدیریت زندگی یاد می کنید، می چرخد.

در واقع، مدیریت زمان نوعی مدیریت فردی است که طی آن شما ۲۴ ساعت شبانه روز خود را به نحوی زمانبندی می کنید که بیشترین بازده ممکن، نشاط و رضایت را برایتان حاصل نماید.

به یاد داشته باشید که برای موفقیت باید به یک فرد مصمم با عزمی جزم تبدیل شوید.

 

جهت ایجاد تعادل مناسب میان کار و نیازهای خانواده ی خود حتما نباید یک اَبر مرد یا اَبر زن باشید؛ لازم است هشیارتر باشید، طراح بهتری باشید، از زمانتان استفاده ی مؤثرتری ببرید و همواره به روش هایی فکر کنید که از هر دو جهت کیفیت زندگی شما را ارتقا می دهند.

یادتان باشد که ایجاد تعادل٬ یکی از رموز موفقیت است.

 

 

۲. عزت نفس نقش موثری در موفقیت دارد

بدون شک، عزت نفس شما مهمترین بخش شخصیت شما را تشکیل می دهد. عزت نفس شما بر عملکرد شما در اغلب فعالیت هایتان مقدم بوده و آن را پیش بینی می نماید. این فاکتور، منبع انرژی شخصیت شما را تشکیل میدهد و میزان عزت نفس و خودباوری تان تعیین کننده‌ی سطح شور، نشاط، اشتیاق و جاذبه ی فردی شماست. افرادی که عزت نفس بالایی دارند در تمامی بخش های زندگی خود مثبت اندیش تر، دوست داشتنی تر و مؤثرترند و مسلما کسی که این ویژگی‌ها را پیدا می‌کند به موفقیت نزدیک‌تر می‌شود.

شاید بهترین تعریفی که می توان از عزت نفس داد به این صورت است: «میزان احترام و ارزش گذاری شما برای خودتان به عنوان یک فرد مهم و ارزشمند».

کسانی که از عزت نفس بالایی برخوردارند، احساس خوب و فوق العاده ای نسبت به خود و زندگیشان دارند. وقتی واقعا به خود باور داشته باشید، سعی می کنید به بهترین فرد ممکن تبدیل شوید و چنین فردی لایق دستیابی به موفقیت است.

 

من به فرمول ساده ای دسته یافته ام که به کمک آن می‌توانید به بهترین نحو٬ عزت نفس خود را افزایش دهید. این فرمول از ۶ مؤلفه اصلی تشکیل شده است، این ۶ مؤلفه عبارتند از:

 

  1. اهداف
  2. استانداردها
  3. تجارب موفقیت انگیز
  4. مقایسه خود با دیگران
  5. قدردانی از موفقیت های شما
  6. جوایز

حال بیایید هریک را به طور جداگانه مورد بررسی قرار دهیم:

 

اهداف

اینکه تا چه اندازه خود را دوست دارید و برای خود ارزش قائلید٬ مستقیما از اهداف شما تأثیر می گیرند. همین که اهداف بزرگ و چالش برانگیزی را برای خود برگزینید و طرح های عملیاتی مکتوب برای رسیدن به آنها بریزید، خود به خود عزت نفس شما را بالا برده و احساس بهتری از خودتان به شما می بخشد. بسیار مهم است که برای هر بخش از زندگیتان اهداف مهمی را وضع نموده و همواره به سمت آنها حرکت نمایید. افرادی که خواهان موفقیت هستند٬ برای زندگی خود هدف دارند٬ این موضوع را به خاطر بسپارید.

 

استانداردها

دومین مؤلفه ایجاد عزت نفس، پیش رو داشتن استانداردها و ارزش های روشنی است که به آنها پایبند هستید. زنان و مردانی که عزت نفس بالایی دارند، باورهای روشنی دارند. هر چه ارزش ها و ایده آل هایتان والاتر باشند، و هر چه به همسو کردن زندگی خود با آن ارزش ها و ایده آل ها متعهد باشید، بیشتر خود را دوست داشته و برای خود ارزش قائلید، و عزت نفستان نیز بالاتر خواهد رفت و در نتیجه به موفقیت نزدیک‌تر خواهید شد.

عزت نفس پایدار تنها زمانی حاصل می گردد که اهداف و ارزش هایتان همخوانی داشته باشند، مثل دستی که در یک دستکش جا می گیرد. بیشترین استرسی که مردم تجربه می کنند در اثر باور به یک موضوع و تلاش جهت انجام موضوعی دیگر٬ پدید می آید. یعنی برای مثال شما باور به کمک کردن به دیگران دارید اما تمرکز شما روی فعالیت‌های شخصی‌تان است.

اما زمانی که اهداف و ارزش هایتان با یکدیگر در توازن باشند، موج عظیمی از انرژی و حس خوب بودن را در خود می یابید، این جاست که واقعا شروع به پیشرفت و موفقیت می کنید.

 

تجارب موفقیت انگیز

سومین فاکتور ایجاد عزت نفس در دست داشتن تجارب موفقیت انگیز است، پس از اینکه اهداف و استانداردهای خود را تعیین نمودید، لازم است که آنها را درجه بندی نمایید، به این ترتیب می توانید به موفقیت های کوچک و بزرگ خود در زمینه ی کارتان نمره بدهید. خود عمل تعیین هدف، تقسیم آن به بخش های کوچکتر، و سپس تکمیل آن بخشها به شما حس برنده بودن داده و عزت نفستان را بالا می برد. اما از یاد نبرید که هرگز نمی توانید به هدفی برسید که آن را نمی بینید (اهداف خیلی دوریا خیلی نزدیک).

بیایید در نظر بگیریم که شما این هدف را برای خود در نظر گرفته‌اید که میزان معینی فروش داشته و درآمد معینی را در سال به دست آورید. اگر این هدف را به اهداف هفتگی و ماهانه تقسیم نمایید و سپس به اولین هدف خود برسید٬ احساس بسیار خوبی از خود به دست می‌آورید. هر گاه به هدف کوچکی برسید٬ عزت نفس و توانایی شما افزایش می‌یابد و یک قدم به موفقیت نزدیک‌تر می‌شوید.

 

برای اینکه عزت نفس خود را بالا ببرید باید تجارب موفقیت آمیز خود را بالا ببرید و همواره باید آن‌ها را از ذهن خود بگذرانید.

 

مقایسه خود با دیگران

چهارمین مؤلفه ایجاد عزت نفس، مقایسه ی خود با دیگران است. لئون فستینگر از دانشگاه هاروارد به این نتیجه رسید که ما آدمها وقتی می خواهیم عملکرد خود را ارزیابی کنیم، خود را با افرادی که می شناسیم مقایسه می کنیم نه استانداردهای مجازی.

افراد موفق همواره خود را با افراد موفق مقایسه می کنند. به آنها فکر می کنند، درباره ی آنها مطالعه می کنند و عملکرد آنها را مورد بررسی قرار میدهند، سپس به شکلی عمل می کنند که همیشه یک قدم از آنها جلوتر باشند. آن‌ها همیشه سطح موفقیتِ افرادی که در سطح خود هستند را می‌سنجند و از آن‌ها ایده می‌گیرند.

سرانجام، افراد موفق به جایی می رسند که تنها با خودشان و موفقیت‌های قبلی‌ خود رقابت می کنند. اما این زمانی محقق می شود که به بالاترین نقطه ها رسیده اند و بسیاری از رقبا را پشت سر جا گذاشته اند!

 

قدردانی از موفقیت های شما

قدردانی از موفقیت های شما از سوی افراد مورد احترامتان مؤلفه بعدی ایجاد عزت نفس است. برای اینکه حس فوق العاده ای نسبت به خودتان داشته باشید، نیاز دارید افرادی که با شما در رابطه هستند مانند رئیس‌تان٬ همسرتان و همکاران‌‌تان برای کار شما ارزش قائل شوند و از شما قدردانی کنند. هرگاه برای هریک از موفقیت های خود، از سوی کسی که نظرش برای شما حائز اهمیت بالایی است، مورد ستایش و قدردانی قرار گیرید، عزت نفستان افزایش یافته، و همچنین شور و اشتیاق شما برای باز هم بهتر کار کردن بیشتر می شود.

 

جوایز

جوایزی که با موفقیت هایتان در تناسب باشند، آخرین فاکتور ایجاد عزت نفس به شمار می روند. در صورتی هم که موقعیت فعلی شما هیچ جایزه ی ملموس یا غیر ملموسی برایتان ندارد، باید خودتان جوایزی را برای خودتان در نظر بگیرید. این موضوع به شدت در عزت نفس شما تاثیر دارد.

 

 

 

۳. به دیگران اعتماد به نفس بدهید

موفقیت

اگر یاد بگیرید که چگونه به مردم اعتماد به نفس بدهید، چگونه آنها را برانگیخته و به ذوق آورید، در عوض آنها نیز مایل خواهند شد که در رسیدن به اهدافتان، در هر کاری که می کنید، به شما کمک نمایند.

 

سه دسته از مردم هستند که لازم است به طور منظم به آنها اعتماد به نفس بدهید. این سه دسته عبارتند از:

 

  • اول از همه، نزدیکترین افراد به شما: خانواده، دوستان، همسر و فرزندان.
  • دومین دسته روابط کاری شما را در بر می گیرد: کارمندان شما، هم رده های شما، هم ترازهای شما، همکارانتان، و حتی رئیستان.
  • سومین دسته سایر افرادی را در بر می گیرد که در زندگی روزانه با آنها در ارتباط هستید: مشتریان شما، تأمین کنندگانتان، بانکداران تان، و نیز افرادی که در فروشگاه ها، رستوران ها، هواپیماها، هتل ها و سایر مکان ها با آنها در ارتباط هستید.

 

اعتماد به نفس دادن یعنی جرأت دادن به دیگران. اولین گام در اعتماد به نفس دادن به افراد، اجتناب از سلب اعتماد به نفس از آنان با کاهش انرژی و اشتیاقشان برای آن چه انجام می دهند، است. در پایین ۳ کاری که می‌توانید انجام دهید که سطح اعتماد به نفس خود را بالا ببرید٬ گفته‌ام. از این ۳ روش حتما در زندگی خود استفاده کنید.

 

تشکر کردن

شاید ساده ترین راهی که می توانید به یک فرد حس خوبی از خودش بدهید این است که به صورت مکرر از دیگران تشکر کنید حتی به خاطر کارهای بسیار کوچک. در هر وضعیتی بگویید «متشکرم». از همسرتان به خاطر تمام کارهایی که برایتان انجام میدهد تشکر کنید. از فرزندانتان بابت همکاری و حمایتشان در تمامی کارهایی که در اطراف خانه انجام می دهند٬ تشکر کنید. از کوچکترین لطف های دوستانتان تشکر کنید.

 

تحسین کردن

دومین راه برای اینکه به مردم حس مهم بودن داده، عزت نفسشان را بالا برده و حس اعتماد به نفس و انرژی را به آنها القا می‌نماید، تحسین کردن  آن‌هاست. نتایج تست های روانشناسی حاکی از آن است که، وقتی کودکان مورد تشویق دیگران قرار می‌گیرند، سطح انرژی آنها بالا رفته، ضربان قلب و سرعت تنفسشان افزایش یافته، و در کل احساس بهتری از خود پیدا می کنند.

یک قانون روانشناسی دوطرفه هست که می گوید: اگر به من حس خوبی از خودم بدهی، راهی پیدا خواهم کرد که حس خوبی از خودت پیدا کنی».

 

حس مهم بودن

سومین راه اعتماد به نفس دادن به مردم، ایجاد عزت نفس در آنها و دادن حس مهم بودن به آنها این است که وقتی صحبت می کنند با تمام وجود و تمرکز کامل به آنها گوش کنی. اکثریت قریب به اتفاق مردم همواره نهایت سعی خود را می کنند که مردم را وادارند به حرفهای آنها گوش دهند، به همین دلیل حوصله ی گوش کردن به حرفهای دیگران را ندارند. اما شما نباید این رویه را در پیش بگیرید.

 

در زندگی همیشه فقط یک انتخاب دارید. یا خودتان به تنهایی همه ی کار را به عهده بگیرید و یا از دیگران خواهش کنید تا با انجام بخشی از کار به شما کمک نمایند. برای اینکه بتوانید به موفقیت دست یابید٬ باید از تخصص و کمک دیگران استفاده کنید. این موضوع یکی از رموز موفقیت است که اکثر افرادی که موفقیت‌های بزرگ رسیده‌اند٬ از آن کمک گرفته‌اند.

 

 

۴. همه ما فروشنده هستیم

موفقیت

گاه از شرکت کنندگان در سمینارهایم می پرسم٬ چند نفر از شما در کار فروشندگی هستید؟

نحوه ی پاسخگویی افراد به این سوال جالب توجه است. همیشه اول تعداد انگشت شماری دست خود را بالا می برند، اما بعد کم کم دست های دیگری هم بالا می رود، بعدهم چند دست دیگر، تا اینکه خیلی زود می بینی که حدودا دست نیمی از جمعیت بالاست؛ هر چند برخی در زمینه هایی چون مدیریت، سرپرستی و نظارت، امور مالی و حسابداری مشغول به کارند. سپس تبسمی کرده و مجددا می پرسم: «حالا بگویید چند نفر از شما واقعا در کار فروشندگی هستید؟»  در این زمان، کما بیش تمام افراد حاضر در جلسه دست خود را بالا می برند. همه ما به تجسم این واقعیت که تمام ما٬ هر روز در کار فروشندگی هستیم٬ لبخند می زنیم اما این یک حقیقت بزرگ است.

دقیقا از همان صبح که از خواب بیدار می شوید تا آخرشب که به رختخواب می روید در حال مذاکره، چانه زنی، تشویق و ترغیب هستید، تا بلکه بتوانید مردم را وادار به همکاری نموده و از آنها بخواهید کاری را انجام دهند.

تمام مدیران ارشد فروشندگان قابلی هستند، تمام والدین موفق فروشندگان فوق العاده ای هستند، تمام کارمندان عالی رتبه با بهره گیری از تکنیکهای فروشندگی، همکاران و رئیس‌های خود را به همکاری جهت انجام کارهایشان را می دارند. در کل هر کس که در بخشی از ارتباطات با دیگران٬ فرد موثری است٬ در همان بخش فروشنده‌ی فوق‌العاده‌ای است.

متاسفانه دید بدی در مورد حرفه‌ی فروشندگی شکل گرفته است. بسیاری از افراد چنین حس می کنند که فروشندگی فعالیت سطح پایینی بوده اما اصلا چنین نیست.

می توان گفت که تقریبا هیچ دانشگاهی به نام «دانشکده ی فروشندگی» وجود ندارد، این در حالیست که چیزی در حدود ۱۵ میلیون آمریکایی٬ زندگی خود را از طریق فروش چیزی به کسی می گذرانند.

همه ما همیشه در حال فروش افکار٬ ایده‌ها و احساسات خود هستیم٬ پس این موضوع را خوب یاد بگیرید و مهارت فروشندگی خود را بالا ببرید. در پاراگراف پایین دو نکته کوچک در رابطه با فروشندگی را برای شما گفتم٬ می‌توانید از آن‌ها کمک بگیرید.

 

  • اصلی به نام « آنالیز شکاف » مبنای تمام



    امتیاز : 1


    طبقه بندی: ،
    ,

تاريخ : 5 مرداد 1398 | 21:44 | نویسنده : سید فرزاد خلیلیان | بازدید : 28

موفقیت موضوعی است که دغدغه بسیاری از ماست و ما همواره دوست داریم فرد موفقی باشیم. در این مقاله می‌خواهیم 12 رمز موفقیت را از دیدگاه آقای برایان تریسی را بررسی کنیم. آقای برایان تریسی در حوزه خود فرد بسیار موفقی است و قطعا ما هم می‌توانیم از او الگو برداری کنیم.

این مقاله٬ مقاله کاملی در مورد موفقیت است و نکات ساده‌ای در آن گفته شده است که قطعا اگر ما هم این نکات را عملی کنیم٬ در دسته‌ی افراد موفق قرار خواهیم گرفت.

بهترین کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که این مقاله را به صورت کامل بخوانیم و موارد آن را در ذهن بسپاریم و یک برنامه‌ی عملی برای آن‌ها بچینیم.

همانطور که گفتیم٬ این مقاله از کتاب آقای برایان تریسی گرفته شده است و خیلی از افراد هستند که مطالب و محتواهای آقای برایان تریسی را قبول ندارند و می‌گویند که او کتاب‌های بدون محتوایی دارد اما باید بگویم که او واقعا در حوزه‌ی خود فرد موفقی است و به طور مثال یکی از نکاتی که آقای برایان تریسی در کتاب‌های خود بر آن تاکید زیادی دارد٬ مدیریت زمان است که من از افراد موفق بسیار زیادی همین مطلب را شنیدم. اگر شما خودتان هم روی این موضوع فکر کنید٬ متوجه می‌شوید که برای موفقیت٬ نکته‌ی بسیار مهمی است. همین موضوع تا حدی در این مقاله بررسی شده است و خود من نتیجه‌های بسیار زیادی از عملی کردن همین نکته ساده گرفتم.

در همین ابتدای کار از شما دوست عزیز که زمان می‌گذارید و این مطلب را مطالعه می‌کنید٬ تشکر می‌کنم و از شما خواهش می‌کنم که نظرتان را در مورد این موضوع برای ما بنویسید و اگر قبلا این نکات را در زندگی خودتان٬ عملی کرده‌اید و به نتیجه رسیده‌اید٬ برایمان تجربه‌ی خودتان را بنویسید تا برای ما و بقیه دوستان٬ انگیزه ایجاد شود. بهتر است به سرا‌غ نکات و رموز موفقیت آقای برایان تریسی برویم.

 

 

١. زندگی متعادلی ایجاد کنید

موفقیت

به گفته ی یکی از روانشناسان٬ بالغ بر ۸۵ درصد از نشاط شما در زندگی از روابط شخصی شما نشأت می گیرد. تعاملات شما با افرادی که به آنها تعلق خاطر دارید و نیز وقتی که با آنها می گذرانید مهمترین منبع شادی، نشاط و رضایتی است که روزانه در جستجوی آن هستید.

جای تأسف است که برخی افراد از آن چه در حقیقت مهم است غافل شده و به بیراهه می روند. آنان از روابط خود، یعنی مهمترین منبع شادی و نشاطشان، می گذرند تا در حرفه ی خود به موفقیت برسند. اما شغل هر فرد، در بهترین حالت آن، تنها یک منبع جزیی آن هم گذرا از شادی و نشاطی است که وی در جستجوی آن است. نمی توان پاسخ جامع و کاملی به این پرسش داد که چگونه در زندگی هایمان به تعادل دست یابیم اما چند ایده وجود دارند که قادرند به شما کمک کنند که چگونه در زمینه های پر اهمیت تر زندگیتان حضور پررنگ تر، دستاورد بیشتر، و عملکرد بهتری داشته باشید.

اغلب این ایده ها مستلزم ایجاد تغییرات و اصلاحاتی در شیوه ی تفکر شما و نیز نحوه ی بهره مندیتان از زمان می باشد، اما به زحمتش می ارزد.

یونانیان باستان دو پند بسیار معروف را همواره مدنظر داشتند:

  • خودت را بشناس
  • میانه روی در همه حال

 

خودت را بشناس

تلفیق این دو پند نقطه ی شروع خوبی جهت رسیدن به تعادل مطلوب و در نتیجه رسیدن به موفقیت است. در مورد خودشناسی یا کسب شناخت از خود لازم است به صورت جدی به آنچه در زندگی واقعا برایتان حائز اهمیت است بیاندیشید. تمامی انتخاب ها٬ معاملات و کارهایتان از ارزش های شما حاصل می گردند.

پس تنها در صورتی که ارزش ها و فعالیت هایتان هم سو باشند احساس نشاط کرده و از خود راضی هستید. لذا، خودشناسی به مفهوم آگاهی از آن چه حقیقتا برای آن ارزش قائلید و اطلاع کامل از آن چه برای شما حائز اهمیت است می باشد.

فردی که می‌خواهد به موفقیت برسد، پیش از آن که به تردید بیفتد راه درست را انتخاب می کند. انسان پیشرفته، زندگی خویش را به گونه ای ترتیب می دهد که همواره اطمینان حاصل نماید که تمام اعمالش همسوی ارزش های حقیقی اش می باشند. بهتر است که شما زندگی خود را بر مبنای خودتان ترتیب دهید، نه اینکه خود را براساس ضرورت های دنیای بیرونتان تغییر دهید.

 

میانه‌روی در همه حال

نقل قول دوم، یعنی «میانه روی در همه حال»، دستور مهم و معجزه گر دیگری در جهت نیل به یک زندگی موفقیت بار به شما می رود. اما در عین حال، لازم است بدانید که کسب موفقیت در هر زمینه‌ای تنها با میانه روی در آن زمینه میسر نمی گردد.

زمانی پیتر دراکر چنین نوشت: «هر جا که کاری را تمام شده و کامل یافتید، فردی را با یک هدف مشخص و عزمی جزم خواهید یافت».

طی سالهای متمادی، با دهها هزار زن و مردی که زمان زیادی را صرف دستیابی به تعادل در زندگی خویش کرده اند، سروکار داشته ام. در نهایت دریافتم که فرمول ساده ای برای آن وجود دارد؛ ساده از آن جهت که توضیح آن آسان است، اما اجرای آن در زندگی به انضباط فردی و استمرار نیازمند است. این فرمول بر محور مفهوم مدیریت زمان، یا آن چه شما از آن به مدیریت زندگی یاد می کنید، می چرخد.

در واقع، مدیریت زمان نوعی مدیریت فردی است که طی آن شما ۲۴ ساعت شبانه روز خود را به نحوی زمانبندی می کنید که بیشترین بازده ممکن، نشاط و رضایت را برایتان حاصل نماید.

به یاد داشته باشید که برای موفقیت باید به یک فرد مصمم با عزمی جزم تبدیل شوید.

 

جهت ایجاد تعادل مناسب میان کار و نیازهای خانواده ی خود حتما نباید یک اَبر مرد یا اَبر زن باشید؛ لازم است هشیارتر باشید، طراح بهتری باشید، از زمانتان استفاده ی مؤثرتری ببرید و همواره به روش هایی فکر کنید که از هر دو جهت کیفیت زندگی شما را ارتقا می دهند.

یادتان باشد که ایجاد تعادل٬ یکی از رموز موفقیت است.

 

 

۲. عزت نفس نقش موثری در موفقیت دارد

بدون شک، عزت نفس شما مهمترین بخش شخصیت شما را تشکیل می دهد. عزت نفس شما بر عملکرد شما در اغلب فعالیت هایتان مقدم بوده و آن را پیش بینی می نماید. این فاکتور، منبع انرژی شخصیت شما را تشکیل میدهد و میزان عزت نفس و خودباوری تان تعیین کننده‌ی سطح شور، نشاط، اشتیاق و جاذبه ی فردی شماست. افرادی که عزت نفس بالایی دارند در تمامی بخش های زندگی خود مثبت اندیش تر، دوست داشتنی تر و مؤثرترند و مسلما کسی که این ویژگی‌ها را پیدا می‌کند به موفقیت نزدیک‌تر می‌شود.

شاید بهترین تعریفی که می توان از عزت نفس داد به این صورت است: «میزان احترام و ارزش گذاری شما برای خودتان به عنوان یک فرد مهم و ارزشمند».

کسانی که از عزت نفس بالایی برخوردارند، احساس خوب و فوق العاده ای نسبت به خود و زندگیشان دارند. وقتی واقعا به خود باور داشته باشید، سعی می کنید به بهترین فرد ممکن تبدیل شوید و چنین فردی لایق دستیابی به موفقیت است.

 

من به فرمول ساده ای دسته یافته ام که به کمک آن می‌توانید به بهترین نحو٬ عزت نفس خود را افزایش دهید. این فرمول از ۶ مؤلفه اصلی تشکیل شده است، این ۶ مؤلفه عبارتند از:

 

  1. اهداف
  2. استانداردها
  3. تجارب موفقیت انگیز
  4. مقایسه خود با دیگران
  5. قدردانی از موفقیت های شما
  6. جوایز

حال بیایید هریک را به طور جداگانه مورد بررسی قرار دهیم:

 

اهداف

اینکه تا چه اندازه خود را دوست دارید و برای خود ارزش قائلید٬ مستقیما از اهداف شما تأثیر می گیرند. همین که اهداف بزرگ و چالش برانگیزی را برای خود برگزینید و طرح های عملیاتی مکتوب برای رسیدن به آنها بریزید، خود به خود عزت نفس شما را بالا برده و احساس بهتری از خودتان به شما می بخشد. بسیار مهم است که برای هر بخش از زندگیتان اهداف مهمی را وضع نموده و همواره به سمت آنها حرکت نمایید. افرادی که خواهان موفقیت هستند٬ برای زندگی خود هدف دارند٬ این موضوع را به خاطر بسپارید.

 

استانداردها

دومین مؤلفه ایجاد عزت نفس، پیش رو داشتن استانداردها و ارزش های روشنی است که به آنها پایبند هستید. زنان و مردانی که عزت نفس بالایی دارند، باورهای روشنی دارند. هر چه ارزش ها و ایده آل هایتان والاتر باشند، و هر چه به همسو کردن زندگی خود با آن ارزش ها و ایده آل ها متعهد باشید، بیشتر خود را دوست داشته و برای خود ارزش قائلید، و عزت نفستان نیز بالاتر خواهد رفت و در نتیجه به موفقیت نزدیک‌تر خواهید شد.

عزت نفس پایدار تنها زمانی حاصل می گردد که اهداف و ارزش هایتان همخوانی داشته باشند، مثل دستی که در یک دستکش جا می گیرد. بیشترین استرسی که مردم تجربه می کنند در اثر باور به یک موضوع و تلاش جهت انجام موضوعی دیگر٬ پدید می آید. یعنی برای مثال شما باور به کمک کردن به دیگران دارید اما تمرکز شما روی فعالیت‌های شخصی‌تان است.

اما زمانی که اهداف و ارزش هایتان با یکدیگر در توازن باشند، موج عظیمی از انرژی و حس خوب بودن را در خود می یابید، این جاست که واقعا شروع به پیشرفت و موفقیت می کنید.

 

تجارب موفقیت انگیز

سومین فاکتور ایجاد عزت نفس در دست داشتن تجارب موفقیت انگیز است، پس از اینکه اهداف و استانداردهای خود را تعیین نمودید، لازم است که آنها را درجه بندی نمایید، به این ترتیب می توانید به موفقیت های کوچک و بزرگ خود در زمینه ی کارتان نمره بدهید. خود عمل تعیین هدف، تقسیم آن به بخش های کوچکتر، و سپس تکمیل آن بخشها به شما حس برنده بودن داده و عزت نفستان را بالا می برد. اما از یاد نبرید که هرگز نمی توانید به هدفی برسید که آن را نمی بینید (اهداف خیلی دوریا خیلی نزدیک).

بیایید در نظر بگیریم که شما این هدف را برای خود در نظر گرفته‌اید که میزان معینی فروش داشته و درآمد معینی را در سال به دست آورید. اگر این هدف را به اهداف هفتگی و ماهانه تقسیم نمایید و سپس به اولین هدف خود برسید٬ احساس بسیار خوبی از خود به دست می‌آورید. هر گاه به هدف کوچکی برسید٬ عزت نفس و توانایی شما افزایش می‌یابد و یک قدم به موفقیت نزدیک‌تر می‌شوید.

 

برای اینکه عزت نفس خود را بالا ببرید باید تجارب موفقیت آمیز خود را بالا ببرید و همواره باید آن‌ها را از ذهن خود بگذرانید.

 

مقایسه خود با دیگران

چهارمین مؤلفه ایجاد عزت نفس، مقایسه ی خود با دیگران است. لئون فستینگر از دانشگاه هاروارد به این نتیجه رسید که ما آدمها وقتی می خواهیم عملکرد خود را ارزیابی کنیم، خود را با افرادی که می شناسیم مقایسه می کنیم نه استانداردهای مجازی.

افراد موفق همواره خود را با افراد موفق مقایسه می کنند. به آنها فکر می کنند، درباره ی آنها مطالعه می کنند و عملکرد آنها را مورد بررسی قرار میدهند، سپس به شکلی عمل می کنند که همیشه یک قدم از آنها جلوتر باشند. آن‌ها همیشه سطح موفقیتِ افرادی که در سطح خود هستند را می‌سنجند و از آن‌ها ایده می‌گیرند.

سرانجام، افراد موفق به جایی می رسند که تنها با خودشان و موفقیت‌های قبلی‌ خود رقابت می کنند. اما این زمانی محقق می شود که به بالاترین نقطه ها رسیده اند و بسیاری از رقبا را پشت سر جا گذاشته اند!

 

قدردانی از موفقیت های شما

قدردانی از موفقیت های شما از سوی افراد مورد احترامتان مؤلفه بعدی ایجاد عزت نفس است. برای اینکه حس فوق العاده ای نسبت به خودتان داشته باشید، نیاز دارید افرادی که با شما در رابطه هستند مانند رئیس‌تان٬ همسرتان و همکاران‌‌تان برای کار شما ارزش قائل شوند و از شما قدردانی کنند. هرگاه برای هریک از موفقیت های خود، از سوی کسی که نظرش برای شما حائز اهمیت بالایی است، مورد ستایش و قدردانی قرار گیرید، عزت نفستان افزایش یافته، و همچنین شور و اشتیاق شما برای باز هم بهتر کار کردن بیشتر می شود.

 

جوایز

جوایزی که با موفقیت هایتان در تناسب باشند، آخرین فاکتور ایجاد عزت نفس به شمار می روند. در صورتی هم که موقعیت فعلی شما هیچ جایزه ی ملموس یا غیر ملموسی برایتان ندارد، باید خودتان جوایزی را برای خودتان در نظر بگیرید. این موضوع به شدت در عزت نفس شما تاثیر دارد.

 

 

 

۳. به دیگران اعتماد به نفس بدهید

موفقیت

اگر یاد بگیرید که چگونه به مردم اعتماد به نفس بدهید، چگونه آنها را برانگیخته و به ذوق آورید، در عوض آنها نیز مایل خواهند شد که در رسیدن به اهدافتان، در هر کاری که می کنید، به شما کمک نمایند.

 

سه دسته از مردم هستند که لازم است به طور منظم به آنها اعتماد به نفس بدهید. این سه دسته عبارتند از:

 

  • اول از همه، نزدیکترین افراد به شما: خانواده، دوستان، همسر و فرزندان.
  • دومین دسته روابط کاری شما را در بر می گیرد: کارمندان شما، هم رده های شما، هم ترازهای شما، همکارانتان، و حتی رئیستان.
  • سومین دسته سایر افرادی را در بر می گیرد که در زندگی روزانه با آنها در ارتباط هستید: مشتریان شما، تأمین کنندگانتان، بانکداران تان، و نیز افرادی که در فروشگاه ها، رستوران ها، هواپیماها، هتل ها و سایر مکان ها با آنها در ارتباط هستید.

 

اعتماد به نفس دادن یعنی جرأت دادن به دیگران. اولین گام در اعتماد به نفس دادن به افراد، اجتناب از سلب اعتماد به نفس از آنان با کاهش انرژی و اشتیاقشان برای آن چه انجام می دهند، است. در پایین ۳ کاری که می‌توانید انجام دهید که سطح اعتماد به نفس خود را بالا ببرید٬ گفته‌ام. از این ۳ روش حتما در زندگی خود استفاده کنید.

 

تشکر کردن

شاید ساده ترین راهی که می توانید به یک فرد حس خوبی از خودش بدهید این است که به صورت مکرر از دیگران تشکر کنید حتی به خاطر کارهای بسیار کوچک. در هر وضعیتی بگویید «متشکرم». از همسرتان به خاطر تمام کارهایی که برایتان انجام میدهد تشکر کنید. از فرزندانتان بابت همکاری و حمایتشان در تمامی کارهایی که در اطراف خانه انجام می دهند٬ تشکر کنید. از کوچکترین لطف های دوستانتان تشکر کنید.

 

تحسین کردن

دومین راه برای اینکه به مردم حس مهم بودن داده، عزت نفسشان را بالا برده و حس اعتماد به نفس و انرژی را به آنها القا می‌نماید، تحسین کردن  آن‌هاست. نتایج تست های روانشناسی حاکی از آن است که، وقتی کودکان مورد تشویق دیگران قرار می‌گیرند، سطح انرژی آنها بالا رفته، ضربان قلب و سرعت تنفسشان افزایش یافته، و در کل احساس بهتری از خود پیدا می کنند.

یک قانون روانشناسی دوطرفه هست که می گوید: اگر به من حس خوبی از خودم بدهی، راهی پیدا خواهم کرد که حس خوبی از خودت پیدا کنی».

 

حس مهم بودن

سومین راه اعتماد به نفس دادن به مردم، ایجاد عزت نفس در آنها و دادن حس مهم بودن به آنها این است که وقتی صحبت می کنند با تمام وجود و تمرکز کامل به آنها گوش کنی. اکثریت قریب به اتفاق مردم همواره نهایت سعی خود را می کنند که مردم را وادارند به حرفهای آنها گوش دهند، به همین دلیل حوصله ی گوش کردن به حرفهای دیگران را ندارند. اما شما نباید این رویه را در پیش بگیرید.

 

در زندگی همیشه فقط یک انتخاب دارید. یا خودتان به تنهایی همه ی کار را به عهده بگیرید و یا از دیگران خواهش کنید تا با انجام بخشی از کار به شما کمک نمایند. برای اینکه بتوانید به موفقیت دست یابید٬ باید از تخصص و کمک دیگران استفاده کنید. این موضوع یکی از رموز موفقیت است که اکثر افرادی که موفقیت‌های بزرگ رسیده‌اند٬ از آن کمک گرفته‌اند.

 

 

۴. همه ما فروشنده هستیم

موفقیت

گاه از شرکت کنندگان در سمینارهایم می پرسم٬ چند نفر از شما در کار فروشندگی هستید؟

نحوه ی پاسخگویی افراد به این سوال جالب توجه است. همیشه اول تعداد انگشت شماری دست خود را بالا می برند، اما بعد کم کم دست های دیگری هم بالا می رود، بعدهم چند دست دیگر، تا اینکه خیلی زود می بینی که حدودا دست نیمی از جمعیت بالاست؛ هر چند برخی در زمینه هایی چون مدیریت، سرپرستی و نظارت، امور مالی و حسابداری مشغول به کارند. سپس تبسمی کرده و مجددا می پرسم: «حالا بگویید چند نفر از شما واقعا در کار فروشندگی هستید؟»  در این زمان، کما بیش تمام افراد حاضر در جلسه دست خود را بالا می برند. همه ما به تجسم این واقعیت که تمام ما٬ هر روز در کار فروشندگی هستیم٬ لبخند می زنیم اما این یک حقیقت بزرگ است.

دقیقا از همان صبح که از خواب بیدار می شوید تا آخرشب که به رختخواب می روید در حال مذاکره، چانه زنی، تشویق و ترغیب هستید، تا بلکه بتوانید مردم را وادار به همکاری نموده و از آنها بخواهید کاری را انجام دهند.

تمام مدیران ارشد فروشندگان قابلی هستند، تمام والدین موفق فروشندگان فوق العاده ای هستند، تمام کارمندان عالی رتبه با بهره گیری از تکنیکهای فروشندگی، همکاران و رئیس‌های خود را به همکاری جهت انجام کارهایشان را می دارند. در کل هر کس که در بخشی از ارتباطات با دیگران٬ فرد موثری است٬ در همان بخش فروشنده‌ی فوق‌العاده‌ای است.

متاسفانه دید بدی در مورد حرفه‌ی فروشندگی شکل گرفته است. بسیاری از افراد چنین حس می کنند که فروشندگی فعالیت سطح پایینی بوده اما اصلا چنین نیست.

می توان گفت که تقریبا هیچ دانشگاهی به نام «دانشکده ی فروشندگی» وجود ندارد، این در حالیست که چیزی در حدود ۱۵ میلیون آمریکایی٬ زندگی خود را از طریق فروش چیزی به کسی می گذرانند.

همه ما همیشه در حال فروش افکار٬ ایده‌ها و احساسات خود هستیم٬ پس این موضوع را خوب یاد بگیرید و مهارت فروشندگی خود را بالا ببرید. در پاراگراف پایین دو نکته کوچک در رابطه با فروشندگی را برای شما گفتم٬ می‌توانید از آن‌ها کمک بگیرید.

 

  • اصلی به نام « آنالیز شکاف » مبنای تمام



    امتیاز : 1


    طبقه بندی: ،
    ,

تاريخ : 5 مرداد 1398 | 21:44 | نویسنده : سید فرزاد خلیلیان | بازدید : 28

موفقیت موضوعی است که دغدغه بسیاری از ماست و ما همواره دوست داریم فرد موفقی باشیم. در این مقاله می‌خواهیم 12 رمز موفقیت را از دیدگاه آقای برایان تریسی را بررسی کنیم. آقای برایان تریسی در حوزه خود فرد بسیار موفقی است و قطعا ما هم می‌توانیم از او الگو برداری کنیم.

این مقاله٬ مقاله کاملی در مورد موفقیت است و نکات ساده‌ای در آن گفته شده است که قطعا اگر ما هم این نکات را عملی کنیم٬ در دسته‌ی افراد موفق قرار خواهیم گرفت.

بهترین کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که این مقاله را به صورت کامل بخوانیم و موارد آن را در ذهن بسپاریم و یک برنامه‌ی عملی برای آن‌ها بچینیم.

همانطور که گفتیم٬ این مقاله از کتاب آقای برایان تریسی گرفته شده است و خیلی از افراد هستند که مطالب و محتواهای آقای برایان تریسی را قبول ندارند و می‌گویند که او کتاب‌های بدون محتوایی دارد اما باید بگویم که او واقعا در حوزه‌ی خود فرد موفقی است و به طور مثال یکی از نکاتی که آقای برایان تریسی در کتاب‌های خود بر آن تاکید زیادی دارد٬ مدیریت زمان است که من از افراد موفق بسیار زیادی همین مطلب را شنیدم. اگر شما خودتان هم روی این موضوع فکر کنید٬ متوجه می‌شوید که برای موفقیت٬ نکته‌ی بسیار مهمی است. همین موضوع تا حدی در این مقاله بررسی شده است و خود من نتیجه‌های بسیار زیادی از عملی کردن همین نکته ساده گرفتم.

در همین ابتدای کار از شما دوست عزیز که زمان می‌گذارید و این مطلب را مطالعه می‌کنید٬ تشکر می‌کنم و از شما خواهش می‌کنم که نظرتان را در مورد این موضوع برای ما بنویسید و اگر قبلا این نکات را در زندگی خودتان٬ عملی کرده‌اید و به نتیجه رسیده‌اید٬ برایمان تجربه‌ی خودتان را بنویسید تا برای ما و بقیه دوستان٬ انگیزه ایجاد شود. بهتر است به سرا‌غ نکات و رموز موفقیت آقای برایان تریسی برویم.

 

 

١. زندگی متعادلی ایجاد کنید

موفقیت

به گفته ی یکی از روانشناسان٬ بالغ بر ۸۵ درصد از نشاط شما در زندگی از روابط شخصی شما نشأت می گیرد. تعاملات شما با افرادی که به آنها تعلق خاطر دارید و نیز وقتی که با آنها می گذرانید مهمترین منبع شادی، نشاط و رضایتی است که روزانه در جستجوی آن هستید.

جای تأسف است که برخی افراد از آن چه در حقیقت مهم است غافل شده و به بیراهه می روند. آنان از روابط خود، یعنی مهمترین منبع شادی و نشاطشان، می گذرند تا در حرفه ی خود به موفقیت برسند. اما شغل هر فرد، در بهترین حالت آن، تنها یک منبع جزیی آن هم گذرا از شادی و نشاطی است که وی در جستجوی آن است. نمی توان پاسخ جامع و کاملی به این پرسش داد که چگونه در زندگی هایمان به تعادل دست یابیم اما چند ایده وجود دارند که قادرند به شما کمک کنند که چگونه در زمینه های پر اهمیت تر زندگیتان حضور پررنگ تر، دستاورد بیشتر، و عملکرد بهتری داشته باشید.

اغلب این ایده ها مستلزم ایجاد تغییرات و اصلاحاتی در شیوه ی تفکر شما و نیز نحوه ی بهره مندیتان از زمان می باشد، اما به زحمتش می ارزد.

یونانیان باستان دو پند بسیار معروف را همواره مدنظر داشتند:

  • خودت را بشناس
  • میانه روی در همه حال

 

خودت را بشناس

تلفیق این دو پند نقطه ی شروع خوبی جهت رسیدن به تعادل مطلوب و در نتیجه رسیدن به موفقیت است. در مورد خودشناسی یا کسب شناخت از خود لازم است به صورت جدی به آنچه در زندگی واقعا برایتان حائز اهمیت است بیاندیشید. تمامی انتخاب ها٬ معاملات و کارهایتان از ارزش های شما حاصل می گردند.

پس تنها در صورتی که ارزش ها و فعالیت هایتان هم سو باشند احساس نشاط کرده و از خود راضی هستید. لذا، خودشناسی به مفهوم آگاهی از آن چه حقیقتا برای آن ارزش قائلید و اطلاع کامل از آن چه برای شما حائز اهمیت است می باشد.

فردی که می‌خواهد به موفقیت برسد، پیش از آن که به تردید بیفتد راه درست را انتخاب می کند. انسان پیشرفته، زندگی خویش را به گونه ای ترتیب می دهد که همواره اطمینان حاصل نماید که تمام اعمالش همسوی ارزش های حقیقی اش می باشند. بهتر است که شما زندگی خود را بر مبنای خودتان ترتیب دهید، نه اینکه خود را براساس ضرورت های دنیای بیرونتان تغییر دهید.

 

میانه‌روی در همه حال

نقل قول دوم، یعنی «میانه روی در همه حال»، دستور مهم و معجزه گر دیگری در جهت نیل به یک زندگی موفقیت بار به شما می رود. اما در عین حال، لازم است بدانید که کسب موفقیت در هر زمینه‌ای تنها با میانه روی در آن زمینه میسر نمی گردد.

زمانی پیتر دراکر چنین نوشت: «هر جا که کاری را تمام شده و کامل یافتید، فردی را با یک هدف مشخص و عزمی جزم خواهید یافت».

طی سالهای متمادی، با دهها هزار زن و مردی که زمان زیادی را صرف دستیابی به تعادل در زندگی خویش کرده اند، سروکار داشته ام. در نهایت دریافتم که فرمول ساده ای برای آن وجود دارد؛ ساده از آن جهت که توضیح آن آسان است، اما اجرای آن در زندگی به انضباط فردی و استمرار نیازمند است. این فرمول بر محور مفهوم مدیریت زمان، یا آن چه شما از آن به مدیریت زندگی یاد می کنید، می چرخد.

در واقع، مدیریت زمان نوعی مدیریت فردی است که طی آن شما ۲۴ ساعت شبانه روز خود را به نحوی زمانبندی می کنید که بیشترین بازده ممکن، نشاط و رضایت را برایتان حاصل نماید.

به یاد داشته باشید که برای موفقیت باید به یک فرد مصمم با عزمی جزم تبدیل شوید.

 

جهت ایجاد تعادل مناسب میان کار و نیازهای خانواده ی خود حتما نباید یک اَبر مرد یا اَبر زن باشید؛ لازم است هشیارتر باشید، طراح بهتری باشید، از زمانتان استفاده ی مؤثرتری ببرید و همواره به روش هایی فکر کنید که از هر دو جهت کیفیت زندگی شما را ارتقا می دهند.

یادتان باشد که ایجاد تعادل٬ یکی از رموز موفقیت است.

 

 

۲. عزت نفس نقش موثری در موفقیت دارد

بدون شک، عزت نفس شما مهمترین بخش شخصیت شما را تشکیل می دهد. عزت نفس شما بر عملکرد شما در اغلب فعالیت هایتان مقدم بوده و آن را پیش بینی می نماید. این فاکتور، منبع انرژی شخصیت شما را تشکیل میدهد و میزان عزت نفس و خودباوری تان تعیین کننده‌ی سطح شور، نشاط، اشتیاق و جاذبه ی فردی شماست. افرادی که عزت نفس بالایی دارند در تمامی بخش های زندگی خود مثبت اندیش تر، دوست داشتنی تر و مؤثرترند و مسلما کسی که این ویژگی‌ها را پیدا می‌کند به موفقیت نزدیک‌تر می‌شود.

شاید بهترین تعریفی که می توان از عزت نفس داد به این صورت است: «میزان احترام و ارزش گذاری شما برای خودتان به عنوان یک فرد مهم و ارزشمند».

کسانی که از عزت نفس بالایی برخوردارند، احساس خوب و فوق العاده ای نسبت به خود و زندگیشان دارند. وقتی واقعا به خود باور داشته باشید، سعی می کنید به بهترین فرد ممکن تبدیل شوید و چنین فردی لایق دستیابی به موفقیت است.

 

من به فرمول ساده ای دسته یافته ام که به کمک آن می‌توانید به بهترین نحو٬ عزت نفس خود را افزایش دهید. این فرمول از ۶ مؤلفه اصلی تشکیل شده است، این ۶ مؤلفه عبارتند از:

 

  1. اهداف
  2. استانداردها
  3. تجارب موفقیت انگیز
  4. مقایسه خود با دیگران
  5. قدردانی از موفقیت های شما
  6. جوایز

حال بیایید هریک را به طور جداگانه مورد بررسی قرار دهیم:

 

اهداف

اینکه تا چه اندازه خود را دوست دارید و برای خود ارزش قائلید٬ مستقیما از اهداف شما تأثیر می گیرند. همین که اهداف بزرگ و چالش برانگیزی را برای خود برگزینید و طرح های عملیاتی مکتوب برای رسیدن به آنها بریزید، خود به خود عزت نفس شما را بالا برده و احساس بهتری از خودتان به شما می بخشد. بسیار مهم است که برای هر بخش از زندگیتان اهداف مهمی را وضع نموده و همواره به سمت آنها حرکت نمایید. افرادی که خواهان موفقیت هستند٬ برای زندگی خود هدف دارند٬ این موضوع را به خاطر بسپارید.

 

استانداردها

دومین مؤلفه ایجاد عزت نفس، پیش رو داشتن استانداردها و ارزش های روشنی است که به آنها پایبند هستید. زنان و مردانی که عزت نفس بالایی دارند، باورهای روشنی دارند. هر چه ارزش ها و ایده آل هایتان والاتر باشند، و هر چه به همسو کردن زندگی خود با آن ارزش ها و ایده آل ها متعهد باشید، بیشتر خود را دوست داشته و برای خود ارزش قائلید، و عزت نفستان نیز بالاتر خواهد رفت و در نتیجه به موفقیت نزدیک‌تر خواهید شد.

عزت نفس پایدار تنها زمانی حاصل می گردد که اهداف و ارزش هایتان همخوانی داشته باشند، مثل دستی که در یک دستکش جا می گیرد. بیشترین استرسی که مردم تجربه می کنند در اثر باور به یک موضوع و تلاش جهت انجام موضوعی دیگر٬ پدید می آید. یعنی برای مثال شما باور به کمک کردن به دیگران دارید اما تمرکز شما روی فعالیت‌های شخصی‌تان است.

اما زمانی که اهداف و ارزش هایتان با یکدیگر در توازن باشند، موج عظیمی از انرژی و حس خوب بودن را در خود می یابید، این جاست که واقعا شروع به پیشرفت و موفقیت می کنید.

 

تجارب موفقیت انگیز

سومین فاکتور ایجاد عزت نفس در دست داشتن تجارب موفقیت انگیز است، پس از اینکه اهداف و استانداردهای خود را تعیین نمودید، لازم است که آنها را درجه بندی نمایید، به این ترتیب می توانید به موفقیت های کوچک و بزرگ خود در زمینه ی کارتان نمره بدهید. خود عمل تعیین هدف، تقسیم آن به بخش های کوچکتر، و سپس تکمیل آن بخشها به شما حس برنده بودن داده و عزت نفستان را بالا می برد. اما از یاد نبرید که هرگز نمی توانید به هدفی برسید که آن را نمی بینید (اهداف خیلی دوریا خیلی نزدیک).

بیایید در نظر بگیریم که شما این هدف را برای خود در نظر گرفته‌اید که میزان معینی فروش داشته و درآمد معینی را در سال به دست آورید. اگر این هدف را به اهداف هفتگی و ماهانه تقسیم نمایید و سپس به اولین هدف خود برسید٬ احساس بسیار خوبی از خود به دست می‌آورید. هر گاه به هدف کوچکی برسید٬ عزت نفس و توانایی شما افزایش می‌یابد و یک قدم به موفقیت نزدیک‌تر می‌شوید.

 

برای اینکه عزت نفس خود را بالا ببرید باید تجارب موفقیت آمیز خود را بالا ببرید و همواره باید آن‌ها را از ذهن خود بگذرانید.

 

مقایسه خود با دیگران

چهارمین مؤلفه ایجاد عزت نفس، مقایسه ی خود با دیگران است. لئون فستینگر از دانشگاه هاروارد به این نتیجه رسید که ما آدمها وقتی می خواهیم عملکرد خود را ارزیابی کنیم، خود را با افرادی که می شناسیم مقایسه می کنیم نه استانداردهای مجازی.

افراد موفق همواره خود را با افراد موفق مقایسه می کنند. به آنها فکر می کنند، درباره ی آنها مطالعه می کنند و عملکرد آنها را مورد بررسی قرار میدهند، سپس به شکلی عمل می کنند که همیشه یک قدم از آنها جلوتر باشند. آن‌ها همیشه سطح موفقیتِ افرادی که در سطح خود هستند را می‌سنجند و از آن‌ها ایده می‌گیرند.

سرانجام، افراد موفق به جایی می رسند که تنها با خودشان و موفقیت‌های قبلی‌ خود رقابت می کنند. اما این زمانی محقق می شود که به بالاترین نقطه ها رسیده اند و بسیاری از رقبا را پشت سر جا گذاشته اند!

 

قدردانی از موفقیت های شما

قدردانی از موفقیت های شما از سوی افراد مورد احترامتان مؤلفه بعدی ایجاد عزت نفس است. برای اینکه حس فوق العاده ای نسبت به خودتان داشته باشید، نیاز دارید افرادی که با شما در رابطه هستند مانند رئیس‌تان٬ همسرتان و همکاران‌‌تان برای کار شما ارزش قائل شوند و از شما قدردانی کنند. هرگاه برای هریک از موفقیت های خود، از سوی کسی که نظرش برای شما حائز اهمیت بالایی است، مورد ستایش و قدردانی قرار گیرید، عزت نفستان افزایش یافته، و همچنین شور و اشتیاق شما برای باز هم بهتر کار کردن بیشتر می شود.

 

جوایز

جوایزی که با موفقیت هایتان در تناسب باشند، آخرین فاکتور ایجاد عزت نفس به شمار می روند. در صورتی هم که موقعیت فعلی شما هیچ جایزه ی ملموس یا غیر ملموسی برایتان ندارد، باید خودتان جوایزی را برای خودتان در نظر بگیرید. این موضوع به شدت در عزت نفس شما تاثیر دارد.

 

 

 

۳. به دیگران اعتماد به نفس بدهید

موفقیت

اگر یاد بگیرید که چگونه به مردم اعتماد به نفس بدهید، چگونه آنها را برانگیخته و به ذوق آورید، در عوض آنها نیز مایل خواهند شد که در رسیدن به اهدافتان، در هر کاری که می کنید، به شما کمک نمایند.

 

سه دسته از مردم هستند که لازم است به طور منظم به آنها اعتماد به نفس بدهید. این سه دسته عبارتند از:

 

  • اول از همه، نزدیکترین افراد به شما: خانواده، دوستان، همسر و فرزندان.
  • دومین دسته روابط کاری شما را در بر می گیرد: کارمندان شما، هم رده های شما، هم ترازهای شما، همکارانتان، و حتی رئیستان.
  • سومین دسته سایر افرادی را در بر می گیرد که در زندگی روزانه با آنها در ارتباط هستید: مشتریان شما، تأمین کنندگانتان، بانکداران تان، و نیز افرادی که در فروشگاه ها، رستوران ها، هواپیماها، هتل ها و سایر مکان ها با آنها در ارتباط هستید.

 

اعتماد به نفس دادن یعنی جرأت دادن به دیگران. اولین گام در اعتماد به نفس دادن به افراد، اجتناب از سلب اعتماد به نفس از آنان با کاهش انرژی و اشتیاقشان برای آن چه انجام می دهند، است. در پایین ۳ کاری که می‌توانید انجام دهید که سطح اعتماد به نفس خود را بالا ببرید٬ گفته‌ام. از این ۳ روش حتما در زندگی خود استفاده کنید.

 

تشکر کردن

شاید ساده ترین راهی که می توانید به یک فرد حس خوبی از خودش بدهید این است که به صورت مکرر از دیگران تشکر کنید حتی به خاطر کارهای بسیار کوچک. در هر وضعیتی بگویید «متشکرم». از همسرتان به خاطر تمام کارهایی که برایتان انجام میدهد تشکر کنید. از فرزندانتان بابت همکاری و حمایتشان در تمامی کارهایی که در اطراف خانه انجام می دهند٬ تشکر کنید. از کوچکترین لطف های دوستانتان تشکر کنید.

 

تحسین کردن

دومین راه برای اینکه به مردم حس مهم بودن داده، عزت نفسشان را بالا برده و حس اعتماد به نفس و انرژی را به آنها القا می‌نماید، تحسین کردن  آن‌هاست. نتایج تست های روانشناسی حاکی از آن است که، وقتی کودکان مورد تشویق دیگران قرار می‌گیرند، سطح انرژی آنها بالا رفته، ضربان قلب و سرعت تنفسشان افزایش یافته، و در کل احساس بهتری از خود پیدا می کنند.

یک قانون روانشناسی دوطرفه هست که می گوید: اگر به من حس خوبی از خودم بدهی، راهی پیدا خواهم کرد که حس خوبی از خودت پیدا کنی».

 

حس مهم بودن

سومین راه اعتماد به نفس دادن به مردم، ایجاد عزت نفس در آنها و دادن حس مهم بودن به آنها این است که وقتی صحبت می کنند با تمام وجود و تمرکز کامل به آنها گوش کنی. اکثریت قریب به اتفاق مردم همواره نهایت سعی خود را می کنند که مردم را وادارند به حرفهای آنها گوش دهند، به همین دلیل حوصله ی گوش کردن به حرفهای دیگران را ندارند. اما شما نباید این رویه را در پیش بگیرید.

 

در زندگی همیشه فقط یک انتخاب دارید. یا خودتان به تنهایی همه ی کار را به عهده بگیرید و یا از دیگران خواهش کنید تا با انجام بخشی از کار به شما کمک نمایند. برای اینکه بتوانید به موفقیت دست یابید٬ باید از تخصص و کمک دیگران استفاده کنید. این موضوع یکی از رموز موفقیت است که اکثر افرادی که موفقیت‌های بزرگ رسیده‌اند٬ از آن کمک گرفته‌اند.

 

 

۴. همه ما فروشنده هستیم

موفقیت

گاه از شرکت کنندگان در سمینارهایم می پرسم٬ چند نفر از شما در کار فروشندگی هستید؟

نحوه ی پاسخگویی افراد به این سوال جالب توجه است. همیشه اول تعداد انگشت شماری دست خود را بالا می برند، اما بعد کم کم دست های دیگری هم بالا می رود، بعدهم چند دست دیگر، تا اینکه خیلی زود می بینی که حدودا دست نیمی از جمعیت بالاست؛ هر چند برخی در زمینه هایی چون مدیریت، سرپرستی و نظارت، امور مالی و حسابداری مشغول به کارند. سپس تبسمی کرده و مجددا می پرسم: «حالا بگویید چند نفر از شما واقعا در کار فروشندگی هستید؟»  در این زمان، کما بیش تمام افراد حاضر در جلسه دست خود را بالا می برند. همه ما به تجسم این واقعیت که تمام ما٬ هر روز در کار فروشندگی هستیم٬ لبخند می زنیم اما این یک حقیقت بزرگ است.

دقیقا از همان صبح که از خواب بیدار می شوید تا آخرشب که به رختخواب می روید در حال مذاکره، چانه زنی، تشویق و ترغیب هستید، تا بلکه بتوانید مردم را وادار به همکاری نموده و از آنها بخواهید کاری را انجام دهند.

تمام مدیران ارشد فروشندگان قابلی هستند، تمام والدین موفق فروشندگان فوق العاده ای هستند، تمام کارمندان عالی رتبه با بهره گیری از تکنیکهای فروشندگی، همکاران و رئیس‌های خود را به همکاری جهت انجام کارهایشان را می دارند. در کل هر کس که در بخشی از ارتباطات با دیگران٬ فرد موثری است٬ در همان بخش فروشنده‌ی فوق‌العاده‌ای است.

متاسفانه دید بدی در مورد حرفه‌ی فروشندگی شکل گرفته است. بسیاری از افراد چنین حس می کنند که فروشندگی فعالیت سطح پایینی بوده اما اصلا چنین نیست.

می توان گفت که تقریبا هیچ دانشگاهی به نام «دانشکده ی فروشندگی» وجود ندارد، این در حالیست که چیزی در حدود ۱۵ میلیون آمریکایی٬ زندگی خود را از طریق فروش چیزی به کسی می گذرانند.

همه ما همیشه در حال فروش افکار٬ ایده‌ها و احساسات خود هستیم٬ پس این موضوع را خوب یاد بگیرید و مهارت فروشندگی خود را بالا ببرید. در پاراگراف پایین دو نکته کوچک در رابطه با فروشندگی را برای شما گفتم٬ می‌توانید از آن‌ها کمک بگیرید.

 

  • اصلی به نام « آنالیز شکاف » مبنای تمام



    امتیاز : 1


    طبقه بندی: ،
    ,

صفحه قبل 1 صفحه بعد